پیام مهربانی

مشخصات بلاگ
پیام مهربانی
طبقه بندی موضوعی

۹ مطلب با موضوع «تحلیل و بررسی» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۳:۰۸ ب.ظ

دجالواره

پرنده به درخت گفت خودتو محکم بگیر که میخوام بپرم!
درخت نگاهی به پرنده انداخت و جواب داد:من اصلاً نفهمیدم که تو کی اومدی.

یجورایی حکایت عملکرد ما در قبال ماهواره و برنامه هاشه.

طرف اونور آب کلی هزینه و انرژی و توانایی و خلاقیت به کار میبره و بهترین و با کیفیت ترین برنامه رو  در نهایت همکاری سازمان ها و موسسات موازی میسازه.مخاطبش زیاد میشه،تاثیرش میره بالا.چون هدف داره.

اونوقت طرف اینور آبی پول که نداره،همکاری هم که زیرصفر در حد زیراب زنی.توانایی و خلاقیت هم که همه در چهارچوب سانسور و محدودیت ذبح میشه.نتیجه ش میشه برنامه ای که از سر اجبار و اکراه و بیکاری هم خیلی ها حاضر نیستن پاش بشینن.

اونوقت میخواهیم با چسبوندن واژه "دجال" به "ماه"  و کشیدن یه هیولا پشت اون بشقابه تو بنر هامون؛ کل پروژه ش رو خنثی کنیم.
اونموقع است که میشیم حکایت اون پرنده اول داستان.
جالب اینجاست اینهمه که اینطرف ماهواره داره تخریب میشه؛تو برنامه های ماهواره ای و فیلم ها؛شبکه های داخلی ما تخریب نمیشه و وضعیتش اینه.

آفتابه لگن هفت دست.شام و نهار هیچی.



اینهمه که برای تخریب کردن اونطرف صرف کردیم اگر برای بهبود کار خودمون میذاشتیم الان بهترین نتیجه رو گرفته بودیم.اما دریغ و صد افسوس که همیشه در حال فراریم...
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۴ ، ۱۵:۰۸
علیرضا ن
شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۲۳ ق.ظ

بی فرهنگی فرهنگی

توپ و تفنگ ها که رفتند توی اسلحه خانه ، یک قلم دادند دست جوانهای ما و گفتند بسم الله.

جنگ،جنگ نرم است.

من که آنموقع سنم کم بود و خیلی نمیفهمیدم،فکر کنم منظورشان از این قلم این بود که شما باید مطالبی رو تولید کنید تا به کمک آن ها ترویج کننده و ادامه دهنده راه شهدا،آرمان های امام و اهداف اسلام باشد.

قلم یعنی درس.درس یعنی فکر.فکر یعنی تولید.تولید هم یعنی ابتکار و خلاقیت.

اما آنهایی که  بزرگتر از ما بودند و بیشتر میفهمیدند،خیلی سال است که مجاهدانه ،راه شهدا و آرمان های امام و اهداف اسلام رو تکرار میکنند تا از یادمان نرود.

یا فریاد میزنند.یا بنر میکنند.یا اسم همایش میگذارند.یا عنوان مجله،یا نام جشنواره و هفته نامه های زرد و...

در پایان هم عکسی میگیرند تا نشان دهند آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند و این ما هستیم که خط شکنانه در عرصه فرهنگ پیش میرویم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۴ ، ۰۲:۲۳
علیرضا ن
شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۳:۰۵ ب.ظ

یک پیشنهاد عاقلانه


در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی داشتیم وضو میساختیم که پیرمردی اومد و گفت حرف نزنید،صلوات بفرستید.
نماز اول وقت بخونید.
دروغ نگید.
غیبت نکنید و ....
ماهم گفتیم چشم.


توی حرم که نشسته بودم بعد نماز داشته فکر میکردم چرا در امر به معروف هایی که میکنیم،دعوت به تفکر نیست؟
"دوست خوبم،پسرم،دخترم؛فکر کن.روزی یک ساعت فکر کن.ذهنت رو از همه چیزای بیخود و سرگرمی خالی کن و فکر کن."


شاید اگر از روز اول اینهمه که گفتیم روسری رو بکش جلو،میگفتیم فکر کن؛و خودمون هم بهش عمل میکردیم؛دیگه نیازی به پونز و گشت ارشاد و ...نبود.


پ.ن:

فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛
یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.

امام صادق(علیه السلام)/مصباح الشریعه/ص114

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۵
علیرضا ن
دوشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ق.ظ

ماراتون

بعد از گردش یک روزه ای که داشتم و اتفاقاتی که شاهد بودم؛به این فکر کردم که یک زمانی خیلی چیزها در جامعه تابو بودند و اگر کسی اونها رو انجام میداد؛در وهله اول این خودش بود که شرمنده میشد.

اما حالا یه طوری شده که اون خیلی چیزها که یک زمانی تابو بودند؛الان گاهی حتی با تشویق جامعه مواجه میشن.

دختری که اگر در جمع آواز بخونه هنرمنده،

یا پسری که با دخترهای بیشتری بپلکه،زرنگه؛

یا کسی که بیشتر دزدی کنه،آدم خوشبخت تریه؛

کسی که بی ادب تر باشه،باحال تره و ...

داشتم به این فکر میکردم که این ماراتون قبح شکنی تا کجا میخواد ادامه داشته باشه....؟

ماراتون

عکس رو هم سانسور کردم محض رضایت خاطر دوستانی که اعتراض داشتند


پی نوشت:

میگن در آخرالزمان جای معروف و منکر عوض میشه.

امیر المومنین(علیه‌السلام) در وصیت خود به امام حسن(علیه‌السلام) در این باره فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که افراد شرور و بدکار جامعه بر شما مسلط می‌شوند و آن‌گاه هر چه دعا کنید به اجابت نرسد».نهج البلاغه، نامه‌ی 47.

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۴ ، ۱۱:۱۹
علیرضا ن
سه شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۳، ۰۵:۲۶ ب.ظ

زمینه سازی برای ظهور از آن کیست؟

حتماً گوش کنید.

صوت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۲۶
علیرضا ن
شنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۷:۰۲ ب.ظ

آیا حواست هست؟

پنجشنبه ظهر رفتم ختم

مرحوم رو نمیشناختم؛ از اقوام دوست پدرم بود و من به نیابت رفته بودم

فقط میدونستم که سنی نداشته و براثر سکته فوت شده

سر نهار بود که دوباره همون حرفهای همیشگی فراموش شونده یادم اومد

یک لحظه حس کردم همه چی عادیه،، خیلی عادی

کسیکه تا دیروز همینطوری سر سفره غذا میخورده،الان دارن غذای ختمش رو میخورن.

چقدر مرگ بی سر و صداست و چقدر ماها آماده ایم!!؟


اما شبش رفتم آرامستان.تقریباً خلوت بود و کسی نبود.

توجهم به یک قبر تازه جلب شد،روش تاج گل و پلاستیک کشیده بودند و زمین بارونی و گلی بود.

ایستادم بالای قبر.فاتحه و صلوات...

کاملاً حس میکردم

زندگی رو

قبر رو

میت رو

یاد شعر شاعر افتادم:

آن گورهای نکنده        با التهابی مکنده      خود چشمهای زمینند       مانده به راه منو تو

احساس میکردم نصیحت هایی از زیر خاک رو

که حواستون رو جمع کنید

که وقت زیادی ندارید

که ممکنه نفر بعدی شما باشید،اسیرخاک.

دیگه دستتون به هیچ جا و هیچ کس نمیرسه و هیچ کاری نمیتونید انجام بدید.

اما ماها حواسمون نیس،چون به این بدن عادت کردیم،چون هرکاری بخواهیم راحت انجام میدیم و فکر میکنیم دیگه این بدن مال ماست،این اراده ی ماست

نمیدونم همونی بود که ظهر ختمش بودم یا نه ،اما میدونستم شب شبه سختیه

گفتیم چند تا لطیفه بگیم مرحوم روحش شاد شه، اما...

دقایقی بیشتر ایستادم و صلوات فرستادم

دیگه خیلی داشتم حس میکردم،گفتم نکنه شب بیاد به خوابم،،،

اولش ترسیدم

اما بعدش گفتم اشکال نداره،به ترسش می ارزه،شاید ما هم آدم شدیم...!



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۰۲
علیرضا ن
سه شنبه, ۶ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۴۹ ب.ظ

امر به معروف حسینی

" امر به معروف را ابتدا باید از درشت های جامعه شروع کرد،نه چهارتا بدحجاب تو خیابون

وقتی اسم امر به معروف میاد باید تن مسئولین جامعه بلزره.

امام حسین هم اول رفت یقه یزید رو گرفت"

<حجه الاسلام و المسلمین پناهیان.شب چهارم محرم 93"

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۳ ، ۲۳:۴۹
علیرضا ن
جمعه, ۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۲:۱۳ ب.ظ

خدای نو

خیلی وقته میخوام حرفای دلمو  بگم
من همون دختریم که یه بلیبره برای همیشه همونی که تا زمانی که موهاش سفید شه همونی که تا آخرین 

نفسش عاشق جاستین خواهد بود! اره من همونم که نفساش و زندگیش با نفسای جاستین ادامه داره و در 

جریانه همونی که قلبش به خاطر تپش قلب جاستین میتپه! منم یه بلیبر کوچیک که هر شب موقع خواب کاغذی

که توش اسم جاستینه رو تو دستاش میگیره و با جاستینی که حرفاشو نمیشنوه شروع به حرف زدن میکنه! من

همونم که گوشه تختم زانو میزنم و برای هزارمین بار آرزومو به خدا میگم و خدا میخنده چون آرزوی همیشگی من تو

بودی و هستی! من همونم که کنار پوسترت میشینم و به آرزو هام و رویاهای بنفش بلیبریم فکر میکنم و با پشت

دستم آروم آروم اشکامو پاک میکنم! من همونم که وقتی لبخند روی لبات میشینه از خوشحالی نمی تونم سر جام

بند بشم و با کوچک ترین ناراحتی و اخم تو همه ازم میپرسن که چرا اشک تو چشمات جمع شده! من همونم که 

همیشه ازت دفاع کرده و هیچ وقت اجازه ندادم هیتر ها ازت بد بگن و با اونا دعوا میکردم و همین باعث می شد

اطرافییانم همه از دست من دل آزرده و ناراحت باشن! همه اطرافیام بهم میگن اون پسرو دوست نداشته باش 

خیلی آدم بدیه اما...همون کسی که شما خیلی راحت بهش  میگین اون پسره دلیلی هست که من امروز زندم!

شما خیلی راحت میگین اون آدم بدیه اما از کجا میدونین؟ شما که ازش بدتون میاد پس اطلاعات دربارش از کجا

دارین؟ اون پسر مهربون ترین فردی هست که من تا حالا دیدم یا شنیدم اون پسر قلب خیلی بزرگی داره اون پسر

اون پسر زندگی خودش و مامانشو با پولی میچرخونده که با گیتار زدن جلو یه تاتر درمیورده ، این پسر یه بار 

موهاشو از ته تراشید تا دوستش که سرطان داشت احساس تنهایی و ناراحتی نداشته باشه! این پسر رفت 

و با مقداری از پول believe tour مدرسه ای برای فقیرا ساخت،عینکشو به یه پسر فقیر داد و تمام روز با اونا بازی

کرد! این پسر تمام پولی که همراه داشت رو وقتی تو ترافیک بود رو به پیرزن بی خانمانی داد که اونجا بود و 

درخواست کمک میکرد داد! هر چه قدر بخوام از خوبیاش و قلب بزرگ و پاکش بگم زبونم بند میاد اره میدونم میگین 

که لابد همین چند تا دونه مثالو داری که بگی ولی من برای این که ثابت کنم اون پسر قلب بزرگی داره مثال کم 

نمیارم چون این قدر مهربونه که من همشونم بخوام به زبون بیارم هیچوقت تموم نمیشه! این پسر کسی که 

لیاقت داره همه عاشقش باشن این پسر کسی هست که همه بلیبرا براش اشک میریزن این پسر کسی

هست که به ما یه رویای بنفشی داد که جونمون بهش بنده این پسر به ما یاد داد تا به رویاهامون باور داشته

باشیم و هرگز تسلیم نشیم اون کسی هست که ما بلیبرا عاشقشیم ! اما.... اما ما واقعا بلیبریم؟ بلیبر بودن به

این معنی نیست که من به آهنگاش گوش بدم،پوستراشو داشته باشم،به کنسرتش رفته باشم،وسایلاشو 

داشته باشم،چقدر بشناستمش یا.... بلیبر بودن یعنی تحت هر حالتی عاشق جاستین باشی و عشق فقط 

یه معنی داره و اونم اینه که عشقتو خوشحال ببینی! همین برات کافی باشه! بلیبر بودن یعنی وقتی جاستین با 

یه دختر دیگ هست ناراحت نشی و به دختره فحش ندی و نفرینش نکنی بلکه خوشحالم بشی چون میدونی

جاستین چون با اون دختره هست الان خوشحاله و لبخندش برا همینه و یه بلیبر هم خوشحالی و لبخند جاستین

رو میخواد عشق واقعی اینو میگه! بلیبر بودن یعنی شایعه هارو به هیچ وجه باور نکنی یعنی تا به اون شایعه 

مطمئن نشدی باورش نکنی و از جاستین دفاع و اونو همایت کنی برا همینه که ما فن نیستیم و بلیبر هستیم!

بلیبر بودن یعنی به جاستین فرصت بدی و باور کنی هیچ انسانی کامل نیست و همه اشتباه میکنن! جاستین یه 

پسر جوونه و اشتباه میکنه و ما باید اینو بپذیریم، ما هم اشتباه میکنیم و مطمئنا دوست نداریم که همه 

اشتباهامونو  بزرگ و اونارو جار بزنن ولی جاستین هر اشتباه کوچیکی که میکنه همه جا جارش میزنن و چند برابر

اونو بزرگ میکنن! جاستین در حال رشد هست اون آدم کاملی نیست و ممکنه که مرتکب اشتباهاتی بشه و این 

وظیفه ماست که ناراحت نشیم و به جاستین فرصت بدیم! ما باید به جاستین باور داشته و به خاطر اشتباهاتش 

ناراحت نشیم اصلا برا همینه به ما میگن بلیبر یعنی believe in bieber! خیلی ها هستن که جاستینو برای بدنش

دوست دارن ولی ما لبخند جاستینو میخوایم این چیزیه که زندگیمون روش می چرخه!

اره من نشستم و این متنو نوشتم چون رویا بنفشم که تو قلب بنفشم نگهش میدارم دوست داشت حرفاشو بزنه!

ولی من نمی تونم کلشو بگم و فقط اشک میریزم چون اشک ها حرف هایی هستند که قلب نمیتونه بگه!

می خواستم بگم که همیشه و تحت هر حالتی عاشقت خواهم بود جاستین و برای دیدن لبخندت هر کاری 

میکنم حتی شده جونمم میدم تا تو را خوشحال ببینم امید ادامه ی زندگی من!

|شنبه سی و یکم خرداد 1393| 18:46|پریسا|
فقط نمیدونم الان گریه کنم؟بخندم؟سرمو به دیوار بزنم؟چیکار کنم؟
شما بگید
این نوشته ی یه دختر16 ساله است
این تفکرات یه دختر بچه ی ایرانی مسلمون 16 ساله است
نه یکی نه دوتا بلکه روزی چندتا از اینا فقط ما میبینیم
برای خودمون متأسفم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۳ ، ۱۴:۱۳
علیرضا ن
شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۲۵ ب.ظ

واجب فراموش شده

مرگ درست از لحظه ای آغاز میشود که در برابر آنچه مهم است،سکوت میکنی...!

برچسب ها:خاطره،امر به معروف و نهی از منکر،پیام مهربانی،برهنگی فرهنگی

۱۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۲ ، ۱۴:۲۵
علیرضا ن