پیام مهربانی

مشخصات بلاگ
پیام مهربانی
طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

معروف یعنی شناخته‌شده و منکر یعنی ناشناس؛ آنچه را که دین به رسمیت می‌شناسد و قبول دارد، اینها معروف است؛ آنچه را که دین به رسمیت نمی‌شناسد و انکار می‌کند و نهی می‌کند، اینها منکر است؛ یا به تعبیر خیلی ساده‌تر، همه‌ی خوبی‌ها در حوزه‌ی دین، اینها معروف است و تمام زشتی‌ها و بدی‌ها منکر است؛ و در اصطلاح فقهی به مجموعه‌ی واجبات و مستحبات، معروف گفته می‌شود و محرمات و مکروهات، منکر است. گرچه در مرحله‌ی اول، امر به واجبات و نهی از محرمات و معاصی و گناهان مطرح است؛ اما امر به مستحبات و نهی از اعمال مکروه، آن هم مستحب و خوب است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۳ ، ۰۱:۱۷
علیرضا ن

امام حسین قیام کرد تا آن واجب بزرگی را که عبارت از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی، یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامی است، انجام دهد. این از طریق قیام و از طریق امر به معروف و نهی از منکر است. رهبر انقلاب ۱۳۷۴/۰۳/۱۹

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (KHAMENEI.IR) همزمان با ایام محرم و صفر طی فراخوانی اعلام کرد به پرسش‌های شرعی مخاطبان که مربوط به احکام امر به معروف و نهی از منکر است، پاسخ می‌دهد.

پیام مهربانی با انتخاب موردی ،خلاصه آن مطالب را هر دوروز یکبار منتشر خواهد کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۳ ، ۰۱:۱۶
علیرضا ن
«توگسی آلبایراک» صدای گریه و فریاد و درخواست کمک را از دستشویی رستوران‌های زنجیره‌ای «مک دونالدز» در شهر فرانکفورت آلمان می‌شنود، دو دختر مورد تجاوز جنسی تعدادی جوان مست قرار گرفته‌اند.
«آلبایراک» که قصد کمک به آنها را دارد توسط ضارب به شدت به زمین پرتاب شده و به کما می‌رود.
پزشکان به پدر و مادر «توگسی آلبایراک» می‌گویند که دختر دانشجوی 23 ساله‌شان دیگر هرگز هوشیاری‌اش را به دست نمی‌آورد و به زندگی باز نمی‌گردد. او پس از ضربه مغزی شدید دچار حیات نباتی شده است، والدین او تصمیم می‌گیرند دستگاه‌هایی که برای حیات دخترشان به او متصل بوده را در روز تولد 23 سالگی‌اش خاموش کنند.

حادثه تا همین جا پایان می‌پذیرد اما...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۳ ، ۰۰:۴۷
علیرضا ن
دوشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۲۱ ق.ظ

امروز

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر


 

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش         باز جوید روزگار وصل خویش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۳ ، ۰۰:۲۱
علیرضا ن
شنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۰ ق.ظ

اربعین الحسینی



روزی سه وعده جای غذا غبطه میخورم...
هرشب به حال اهل بکا غبطه میخورم...
من از دعای مادر خود سینه زن شدم..
بر مادرم به وقت دعا غبطه میخورم..
فرق است میان غبطه و بخل و حسد عزیز...
پلکم همیشه تر شده تا غبطه میخورم...
با روضه خوان مجلستان گریه میکنم...
بر ذاکران و سوز صدا غبطه میخورم...
ای پیرغلامهای حسینیه های عشق..
هر دم به موی و روی شما غبطه میخورم...
بر چایی ریز روضه یتان وقت ریختن...
بر استکان به قصد شفا
 غبطه میخورم...
با یاد چای تلخ نجف چای روضه را..
من با نبات وقند نه با غبطه میخورم..
آنها فدا شدند که ما زندگی کنیم..
من بر رشادت شهدا غبطه میخورم..
حتی به درد کشته شدن هم نمیخورم...
بر گوسفند نذر عزا غبطه میخورم..
من روز و شب به کرببلا فکر میکنم..
یعنی همیشه و همه جا غبطه میخورم..
حال مجاورین حرم هم حکایتیست..
هر شب کنار فاصله ها غبطه میخورم...
دیدم پیاده های حرم پا برهنه اند..
بر زخم ها و تاول پا غبطه میخورم..
دارد تمام میشود این ماه اشک و خون..
هر دم به ماه خون خدا غبطه میخورم..
این اربعین اگر نروم تا به کربلا...
بر زایران کرببلا غبطه میخورم
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۳ ، ۰۸:۰۰
علیرضا ن

آیت‌الله ‌العظمی شبیری زنجانی و مکارم شیرازی نسبت به ترویج دهه‌های پیاپی عزاداری هشدار دادند و گفتند: افراط در عزاداری‌ها به تفریط می‌انجامد. از آن‌جا که جامعه نمی‌تواند نسبت به همه عزاداری‌های پیاپی مراقبت داشته باشد سرانجام به انکار مجموع عزاداری روی می‌آورد.

لینک خبر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۳ ، ۲۳:۲۳
علیرضا ن
دوشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۵:۰۱ ب.ظ

چادر

  ارزش "چادرم" رازمانی فهمیدم که...

 

 

راننده ی تاکسی مرا  "خانم" صدازد...

                                 
                                                              و او را  "خانمی"
 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۳ ، ۱۷:۰۱
علیرضا ن
يكشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۰۰ ق.ظ

بچه بودیم

سال سوم دبیرستان اگر اشتباه نکنم،بعد از ظهر با دوچرخه از مدرسه برمیگشتم.

 

ظاهراً یکی از کلاسای هنرستان دخترانه سرکوچه مون معلم نداشتند و اونها هم از فرصت به دست آمده استفاده کردند و از پنجره اومده بودند بیرون و هر کی رد میشد از اون بالا یه تیکه مینداختند و مردم بیچاره هم هیچی نمیگفتند.

تااینکه نوبت به ما رسید:

"خوشتیپ،دوچرخه تو میدی یه دور بزنیم؟"

مانیز هم درجا با دوچرخه دور زده، جلو در هنرستان توقف نموده ،زنگ را به صدا درآوردیم و از پشت آیفون تقاضای حضور فیزیکی یکی از مسئولین را طلب کردیم.

یه خانم جوان که نمیدونم ناظم بود یا معاون اومد جلو در و گفت بفرمایید؟

گفتم خانم ببخشید،این دانش آموزاتونو کنترل کنید آخه اینطوری نمیشه

گفت چیشده؟

- هرکی رد میشه یه تیکه و کنایه میندازن

-کی؟کو؟کجا؟کِی؟

-اوناهاش بالای سرتون از اون پنجره

-باشه چشم بهشون تذکر میدم

-خیلی ممنون.با اجازه

فوقع ما وقع


خاطره دوران ناشی گری بود،خیلی نکته نداشت،تازه نقطه ضعف هم داشت که مقداری عصبانیت قاطی کار بود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۰
علیرضا ن