پیام مهربانی

مشخصات بلاگ
پیام مهربانی
طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

سه شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۱۵ ق.ظ

حوادث یوهویی

با جواد از نماز جمعه برمیگشتیم،توی یه خیابون یکطرفه دیدم که یک دستگاه سواری پراید درحالیکه ضبطش زیاد هست و خانوما با پوشش نامناسبی تا کمر از شیشه ی ماشین بیرون اومده و مشغول رقص هستند؛داره خیابون یکطرفه رو دور میزنه و میخواد برعکس بره.

اومدم دنده عقب بگیرم و برم جلوش اما یه مینی بوس چسبونده بود پشتم.

خلاصه گازشو گرفتم رفتم از خیابون بعدی دور زدم تا جلوش در بیام که جواد گفت اون دیگه رفت،بهش نمیرسی.

دقیقاً وقتی داشت از فرعی در میومد رسیدم بهش و رفتم سمت راستش و کنار متوقفش کردم.

قبل از اینکه طرف به خودش بیاد پیاده شدم و رفتم کنار ماشینش و نذاشتم پیاده بشه که یه وقت نخواد درگیری ایجاد کنه.جواد هم اومد کنارم ایستاد اما ازش خواستم داخل ماشین بمونه.هرچند خودش میدونست اشتباه کرده و دست و پاشو گم کرده بود.یه مرد 30 و خرده ای ساله.

گفتم حالت خوبه؟چرا خیابون یکطرفه رو برعکس میایید؟

شروع کردند به عذرخواهی کردن که بله درسته اشتباه کردیم،از ماشین عروس جاموندیم  و ...

گفتم خب اینکارتون خیلی خطرناکه،خانم ها هم وضعشون نامناسبه و هم کارشون خطرناک تر.ممکن بود از ماشین پرت بشن بیرون.

خلاصه گفتم حالا برید که به عروسیتون برسید اما از اینکارا دیگه نکنید.

چشمی گفتند و باخوشحالی رفتند.      تلنگری بود براشون،خداروشکر

برچسب ها:امر به معروف و نهی از منکر،پیام مهربانی،خاطره

۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۳ ، ۰۸:۱۵
علیرضا ن
شنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۰۰ ق.ظ

سرقت آزادی

چندی پیش خبرنگار  شبکه بی بی سی فارسی در ایران با قرار دادن عکس بدون حجاب خود در صفحه فیس بوک  اقدام به راه اندازی صفحه ای تحت عنوان کمپین آزادی های یواشکی در ایران نمود.

کمپینی که برای فرار از کمبود مخاطب و پررنگ جلوه نمودن خود ،اقدام به عملی بی شرمانه نمود.سرقت تصاویر خصوصی.

لطفاً به ادامه مطلب توجه فرمایید

 

۳۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۳ ، ۰۷:۰۰
علیرضا ن
دوشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۴:۱۰ ب.ظ

شبکه اجنماعی فیس نما

میدونستم فیس بوکی هست اما تازه فهمیده بودم ایرانیش هم راه افتاده.شبکه اجتماعی فیس نما.البته خصوصیه.

دیدم که چند تا از بچه های درگیرش شدند اما از هرکی میپرسیدی اطلاعات درستی نمیداد.این بود که تصمیم گرفتم یه مدتی با احتیاط واردش بشم تا خودم ببینم جریان از چه قراره.

خلاصه بگم فرق زیادی با فیس بوک نداره،فقط فیلتر نیست.نمیخوام تعریفش رو بکنم اما امکانات بهتری برای رسیدن به فساد نبست به فیس بوک داره.

توصیه به فعالان فرهنگی و اصطلاحاً افسران جنگ نرم،که تشریف ببرن خط اصلی دشمن یعنی شبکه های اجتماعی رو فتح کنند،

به شرطی که خودشون قیچی نشوند


برچسب ها:امر به معروف و نهی از منکر،فیس بوک بدون فیلتر،فیس نما،دوستیابی،همسریابی،عکس های خفن

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۱۰
علیرضا ن
شنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۵۳ ق.ظ

خواهران نه چندان خوب!

پنجشنبه هفته پیش نظر به وضعیت فرهنگی رو به افول شهر و فصل امتحانات تصمیم گرفتیم حضوری بین جوانان و نوجوانان که از امتحان فارغ میشوند داشته باشیم.

توی پارک نششسته بودیم که دیدم جواد از دور داره سوت میزنه و اشاره میکنه.رفتم سمتش گفت بدو که یه مورد بد هست.گفت سه تا خانم دانشجو با وضعیت زننده، پیاده به سمت مرکز شهر میروند و مزاحمای زیادی رو جذب میکنند.

سریع رفتیم و پیداشون کردیم.حق این بود که به دخترا تذکر داده بشه اما توی اون شلوغی،سخت بود.

روی پسری که با موتور پالس هی بالا و پایین میرفت و به اینها تیکه مینداخت قفل کردم و زنگ زدم به دونفری که توی پارک بودند و ازشون خواستم که بیان اما اونها هم مشغول بررسی دلبری یه دخترخانم دبیرستانی چادری برای اراذل بودند!

دیدم فایده نداره.خودم باید دست به کار بشم.یکجا که پسره کنار خیابون ایستاد و داشت عقب رو نگاه میکرد تا دخترا بیان؛رفتم کنار موتورش؛دکمه ی قرمز رنگی رو زدم؛موتور خاموش شد

تازه فهمید من کنارشم.گفتم موتورت به تنت زیادی کرده نه؟

گفت نه.چرا؟

-پس چرا مزاحم میشی تیکه میندازی؟ (این جمله رو بااکراه گفتم چون اولش گفتم حق بود به دخترا تذکرداده بشه هرچند پسره هم بی تقصیر نبود)

-نه من اینجا منتظر مادرم هستم.

-

گقتم ببین؛ممکنه الان هم موتورتو از دست بدی هم  بازداشت بشی.اما خودت باید شخصیت خودتو حفظ بکنی.درسته؟

-بله

-آفرین.حالا برو دیگه اینجا نچرخ زشته.ایناهم جای خواهرای تو،هرچند خواهرای خوبی نیستند!

اینو که گفتم،بهانه گذاشتم تو دهنش؛گفت:

-خب دیگه ببین خواهر که اینطوری نمیشه اینا خرابن که اینطورین دیگه.

-من از اینا دفاع نمیکنم اما تو خرابترشون نکن.تو شخصیت خودتو حفظ کن.حالا برو.

موتورشو روشن کرد و رفت.منم وجدانم راضی نشد به دخترا چیزی نگم.

اما متاسفانه بچه ها زنگ زدند و گفتند اگه خودمونو نرسونیم امکان داره توی پارک درگیر بشوند.این بود که بیخیال اینها شدم و خودمو سریع به پارک رسوندم...

**********

پ.ن:اینجاست که وظیفه خطیر خواهران مشخص میشه و باید حرکتی نشون بدهند.

 

 برچسب ها:امر به معروف و نهی از منکر،خاطره،مزاحمت

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۰۹:۵۳
علیرضا ن