پیام مهربانی

مشخصات بلاگ
پیام مهربانی
طبقه بندی موضوعی
شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۲۳ ق.ظ

بی فرهنگی فرهنگی

توپ و تفنگ ها که رفتند توی اسلحه خانه ، یک قلم دادند دست جوانهای ما و گفتند بسم الله.

جنگ،جنگ نرم است.

من که آنموقع سنم کم بود و خیلی نمیفهمیدم،فکر کنم منظورشان از این قلم این بود که شما باید مطالبی رو تولید کنید تا به کمک آن ها ترویج کننده و ادامه دهنده راه شهدا،آرمان های امام و اهداف اسلام باشد.

قلم یعنی درس.درس یعنی فکر.فکر یعنی تولید.تولید هم یعنی ابتکار و خلاقیت.

اما آنهایی که  بزرگتر از ما بودند و بیشتر میفهمیدند،خیلی سال است که مجاهدانه ،راه شهدا و آرمان های امام و اهداف اسلام رو تکرار میکنند تا از یادمان نرود.

یا فریاد میزنند.یا بنر میکنند.یا اسم همایش میگذارند.یا عنوان مجله،یا نام جشنواره و هفته نامه های زرد و...

در پایان هم عکسی میگیرند تا نشان دهند آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند و این ما هستیم که خط شکنانه در عرصه فرهنگ پیش میرویم.

حالا اگر در اوج مجاهدت های ایشان یک عده جوان نسل جدید پیدا شوند که دغدغه شان پیشرفت مملکت هست و صدالبته دارای خلاقیت و ذوق و انرژی جوانی؛به جرم اینکه اینها نه امام را دیدند نه شهدا را از نزدیک حس کردند و نه پختگی زمان جنگ را دارند و به عبارتی عرضه ندارند؛ نباید به ایشان اجازه داد فراتر از چهارچوب های معین کاری انجام بدهند ..نباید سمت کارها و ایده های نو  و جدید بروند چون ما که نمیدانیم این ها میخواهند چه کار بکنند و چه میگویند،پس ممکن است برایمان بد بشود.لذا انجام ندهند بهتر است.حالا حالا ها باید نان بخورند تا موهای سرشان مانند ما سفید بشود تا آنموقع شاید فهمیدند و توانستند.

اما دور نشویم از بحث شیرین قلم.البته که از این سلاح مقدس به خوبی  استفاده میشود.استفاده مقدس نامه نگاری و امضا.که اگر قلم نبود.الآن خیلی ها بیکار بودند بندگان خدا چگونه میتوانستند در عرصه فرهنگ مجاهدت خالصانه داشته باشند؟

بالاخره اگر قلم نبود میزی هم نبود،معاونتی هم نبود.تیم و کارگروهی نبود،جلسه ای نبود،صورتجلسه ای نبود،حقوقی نبود و ....

اما اکنون به برکت قلم یک نفر به عنوان مسوولی که شایستگی اش از نوع لباسش،محاسن بلندش،تسبیح قشنگش،مداحی های زیبایش و سینه زدن های پرقدرتش و صد البته پارتی کلفت ترش مشخص است؛پشت میزش که همان سنگر جنگ فرهنگی باشد نشسته و در کشاکش بحران های فرهنگی قلم فرسایی میکند و اگر قلمش بچرخد و امضا کند که تازه اول هفت خوان است.آن هم هفت خوانی که انتهایش معلوم نیست.اما اگر هم نچرخد که جوان با ذوق و دغدغه مند ما باید برود غازش را بچراند.

بعد پس فردا همین مسوول در فلان همایش فرهنگی آه و ناله و  فغان سر دهد کجا نشسته اید که آن دسته  جوانان مملکت از بین رفتند و این دسته دیگر نیز نشسته اند و عرضه مقابله با دشمن را ندارند. و اگر باب پیشنهاد هم باز باشد،میگویند که باید با برگزاری همایش ها و دوره های جهادی و آموزشی با بهره وری فوق العاده و خروجی شگفت انگیز جوانان را به راه بیاوریم.میزان موفقیت آن هم با میزان صورتجلسه ها و گزارش ها رابطه مستقیم دارد.

بعد هم بیاید خانه ،سر ماه موجودی حسابش را چک کند و سرش را آرام روی بالش بگذارد.

مبادا فکر کنید این جناب مسوول هیچ کاری نمیکنید؛العیاذ باالله.

او اصلاً از دغدغه فرهنگ و جنگ نرم شب ها خواب آرام ندارد.

صبح های خیلی زود سر کار میرود،تلفن و قلم را بر میدارد.با مرکز چاپ بنر تماس میگیرد و یک محتوای فرهنگی اصیل و ناب سفارش میدهد تا در شهر پخش کنند تا مبادا جوانان ما به انحراف کشیده شوند.تا مبادا دشمن بتواند با تکنولوژی های روز دنیا کوچکترین آسیبی بر جوانان ما بگذارد و خدای نکرده بلایی سر مملکت و انقلاب بیاورد.دشمن کور خوانده.ما همیشه بیدایم و یک قدم از او جلوتریم.ما کارمان خداییست و همین کافیست تا پیروز باشیم.دیگر نیازی به استفاده از فکر و خلاقیت و ابتکار و نیروی جوان و پیشرفت نداریم.توکل میکنیم و ذکر میگوییم و دور هم دیگر خوشحال مینشینیم؛دشمن هم هرچه بزند به در بسته میزند چرا که ما جوانانمان را واکسینه کرده ایم.

انحراف هم که خوب معلوم است چیست؛لباس تنگ و موی بلند.که اگر این درست بشود فرهنگ عالی داریم.

دروغ و ربا و ترک صله رحم و اعتیاد و دزدی و کلاه برداری و بدقولی و بی نظمی و شلختگی و آزار همسایه و اذیت پدر و مادر و  ... هم که اصلا در جرگه فرهنگ نیستند.

جا دارد تبریک بگویم و تشکر کنم از زحماتی که در این چند سال باعث شدند لباس ها تنگ تر و موها بلند تر و فحشا و منکرات در جامعه گستاخانه تر رواج یابد.

البته نگران نباشید.مسوولین با درایت امر فوراً با چاپ بنر ها و بروشور ها و برگزاری نمایشگاه های تخصصی در این حوزه سریعاً نسبت به حل این معضل اقدام خواهند نمود.

این بود بی فرهنگی فرهنگی ما.

نظرات  (۱)

۰۳ آذر ۹۴ ، ۱۳:۰۴ نرگس غریب
جایی برای نظر نمانده،‌ همه‌ی حرف‌ها را گفتید.
حالا به نظر شما راه حل این مشکل چیه؟ چطور باید این اوضاع رو درست کرد؟
پاسخ:
فکر...
وجدان کاری واقعی
احساس مسئولیت واقعی
شایسته سالاری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی